گاه با کودکیهایم می آمیزم
گاه با کودکیهایم می آمیزم
روی شاخه درخت
دست در آشیانه
نبض پرنده را احساس می کنم
شیطنت آمیز می گذرم
کودکی ام در آرزوی بزرگسالی بود
وقتی که دستش
به آلوچه های باغ نمی رسید
بزرگی ام اما..........
رویای دارد به سادگی دستهای کودکی
وقتی به شیطنت
شیشه همسایه را
- ترق -
می شکست
آه ه ه ه ه.........
روی پشت بام
در دستهایم مینشیند
چه بادبادک قشنگی
نخ را پاره میکنم
تا روئیاهایم فراموش شوند