تبليغاتX
نان و شبنم و شراب

نان و شبنم و شراب



گناه من ، اعتراف من

 

من بودم و عشق ، اشتباه دیگری نداشتم

و تو سوزاندی دلم ، مجال آه دیگری نداشتم

اتخابها همه به کشف عشق می رسند

ناگزیر گفتم عشق و راه دیگری نداشتم

اتفاق و پرسش من و سکوت تو در این میان

ذوب شدم ، طاقت نگاه دیگری نداشتم

ناگهان تمام شعله ها به رقص آمدند

آنچنان که فرصت گناه دیگری نداشتم

روزهای شرجی و ترانه های ناتمام

سهمم از تو بود و سرپناه دیگری نداشتم

تازیانه میزدی مرا  و اعتراف من

عشق بود و عشق ، اعتراف دیگری نداشتم

 

نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 10:54 بعد از ظهر توسط علی نوین |